بخش اول:
مقدمه
اولین مطلبی که به لطف خدا روی وبلاگ بالا خواهد رفت، سلسله مباحثی برای شناخت پایه های اندیشه های سیاسی از منظر علم سیاست خواهد بود. این مباحث در حدود 15 تا 20 قسمت گنجانده خواهد شد. انشالله با توجه به مفید بودن، همراهی کردن در مباحث و شرایط وبلاگ بطور تقریبی هر دو هفته یک قسمت از این مباحث را بررسی خواهیم کرد. تلاش بر این بوده است که اندیشه های سیاسی اولا در بستر تاریخ و توصیف زمانه بیان شود، ثانیا نسبت به افکار داخلی ها و احیانا بعضی انطباق ها و برخی توجیه ها و یا تکفیر ها به دور باشد. خیلی تلاش شد که منابع غنی، مستقل و معتبر باشند که بتوانند مبنای فکری قابل قبولی را حاصل کنند. چندی قبل که با دکتر محرابی (استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی) صحبت می کردم و نظر می خواستم، صادقانه توضیح دادند که هیچ کتاب ایرانی نوشتی را بی غرض و مرض نخواهی یافت. با این توصیف، مقدمه ای بر اندیشه های سیاسی را خواهیم خواند:
بدون تردید اولین نفس های سیاستمدارانهی مردم ایران حدود صد سال قبل و در جریان انقلاب مشروطه اتفاق افتاد. اینکه عوامل پیدایش مشروطه خواهی و هدف مشروطه خواهان چه بوده و به چه نتایجی منجر گردیده است اگرچه از مسائل مهم و عمیقی است که نیاز شدیدی به مطالعه همگانی آن به ویژه در دوره جدید احساس میگردد، و انشالله بر آنیم که در ادامه به کمک دوستان به چند و چون حوادث و ریشه های آن بپردازیم، اما در اینجا بنا داریم یک گام به عقب تر رفته و اندیشه های سیاسی جهان-شمول ولو منسوخ را پی گرفته و مروری هرچند کوتاه و خلاصه داشته باشیم.
ارزش مطالعه اندیشه های بزرگان عرصه مبانی سیاست ورزی نه تنها با گذشت زمان کاهش نمیابد بلکه برای برخی اهداف تحقیقی نظیر مطابقت، مقایسه و شناخت ریشه های پدیده های اجتماعی–سیاسی روز امری ضروری و اجتناب ناپذیر می نمایاند. هرقدر که جوامع از مبانی علمی سیاست تهی گردد، انحرافات سیاسی افزایش یافته و نمود های خرافه گرایی، پوپولیستی (مردم گرایی ظاهری یا عوام فریبی) و دیکتاتوری (سوء استفاده از قانون توسط حاکمیت یا حاکمیت طبقه اقلیت) افزایش خواهد یافت. ازین رو در این جستجو سعی گردیده است تفکرات بزرگان علم سیاست بازگو و سپس مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور پس از بررسی چندین منبع بر اساس مطالبی که در پاراگراف قبل گفته شد نهایتا کتاب "اندیشه های سیاسی" تالیف چنگیز پهلوان مورد قبول قرار گرفت. این کتاب تنها به ترجمه چند مقاله در بیان اندیشه های مورد نظر پرداخته است و طبیعتا کمتر دخل و تصرفی در بیان تفکرات داشته است. در مقدمه کتاب علاوه بر فهرست بندی و بیان ویژگی های کتاب، به چند نکته مهم اشاره شده است. در قسمت ذیل گوشه هایی از این مقدمه را می خوانیم:
1. کتاب شامل 8 مقاله کاملا مستقل می باشد که چهار مقاله اول در توصیف اندیشه های پیشگام سیاست توسط نویسندگان انگلیسی زبان نگارش یافته، و چهار مقاله دوم دیدگاههای اندیشمندان مارکسیستی را به قلم آلمانی ها خواهیم خواند. همین طور، در پیوست ها اشارات با ارزشی به مبانی حکومتی لیبرالی، فاشیستی و کمونیستی شده است.
2. ترتیب مقالات، تاریخی است و نویسندگان تلاش وافری در جهت نمایاندن فضا و رنگ بوی اجتماع زمانه مورد نظر صرف کرده اند که جذابیت های این نوشته ها را دو چندان کرده است.
3. در بخش پایانی مقدمه، نویسنده به مقایسه دو مفهوم پر کاربرد جامعه سیاسی پرداخته است که بطور خلاصه در اینجا آورده می شود:
آشنایی تفکرات علمی سیاسی در شرایطی که ایدئولوژی ها به علت آسانی جایگزین منابع علمی گردیده اند بس حائز اهمیت است. نظریه علمی سیاسی بر اساس تجزیه و تحلیل های موردی شکل می گیرد و به عقل سلیم یا سنتهایی که بدون بررسی انتقادی پذیرفته شده اند تکیه نمی کند. ولی ایدئولوژی الگویی از پیش ساخته شده است که قصد دارد واقعیت را مطابق ساختار خود درآورد و به بیان دیگر خود را بر واقعیت تحمیل کند. امروزه در زبان محاوره رسم بر این شده است که هر نوع تفکر و هر نوع شکلی از شعور و حتی هر نوع نظریه ای را ایدئولوژی بنامند. چنین معنای موسعی از ایدئولوژی مانع از آن است که فکر درست و مبتنی بر واقعیت را از فکر نادرست و واقعیت ستیز تشخیص داد. ایدئولوژی در اصل به آن شکلی از تفکر اطلاق می شود که مبتنی بر شعور کاذب است یا شعوری که گروه ها و طبقات اجتماعی در موقعیت تاریخی معینی به آن نیاز دارند و از این قالب از پیش آماده به سود و در تایید گرایش های خود بهره می گیرند. وقتی صفت کاذب را به شعور می افزاییم که واقعیت ناکامل یا از ریخت افتاده عرضه شود. یعنی هنگامی که نیمه واقعیت امکان عرض اندام می یابد، یعنی هنگامی که تفکر سیاسی مسائل اجتماعی را سطحی طرح کند و کل آن را در نظر نگیرد. شعور را موقعی کاذب می نامیم که گروه های قدرت از آن به عنوان توجیه خود و نگهداری وضع موجود یا درهم ریختن آن سود بجویند و نفع خاص خود را به عنوان نفع کل جامعه بنمایانند و از این راه مانع رشد جامعه بشوند.
نظریه علمی سیاسی در تضاد کامل با ایدئولوژی است. هرچند که علم نیز میتواند به نتایجی منجر شود که معتبر نبوده یا واقعیت را درست توصیف نکند اما علم هرگز به نفع فرد یا گروه خاصی علاقه نمایش نمی دهد و سرانجام به سوی بازنمایی درست واقعیت و دست یابی به حقیقت میل می کند زیرا دریچه های شناخت تازه را به روی خود نمی بندد. تفکر علمی مانع از آن نیست که دستخوش گمراهی و خطا بشویم ولی برخلاف ایدئولوژی از شناخت بدست آمده استفاده کامل می کند و هیچ چیز را تمام نشده نمی داند. بازرسی مداوم داده ها از خصوصیات علم است، در حالی که ایدئولوژی همواره نقش تایید کننده و توجیه کننده را دارد. علم در راه اثبات همواره تردید می کند و به مدد انتقاد پیش می رود. ایدئولوژی برعکس بی آنکه به انتقاد توسل بجوید هرآنچه از پیش ساخته است تایید می کند و درجا می زند.
در بخش دیگری از مقدمه، از منظر دیوید تامپسن طبقه بندی تفکرات سیاسی و اندیشمندان این حوزه در 4 گروه ارائه می گردد:
a. هواخواهان نظریه اصالت نفع (چه فردی چه منفعت گروهی) در برابر هواخواهان نظریه اصالت عقیده، اراده و اخلاق.
b. آنان که دولت را سازمانی طبیعی یا ارگانیک می دانند و در برابر کسانی که دولت را سازمانی مصنوع یا مکانیکی می شناسند.
c. آنان که به عصر طلایی گذشته چشم دوخته اند در برابر کسانی که به آینده نظر دارند.
d. کسانی که به مشارکت جامعه در تصمیم گیری ها می اندیشند در برابر کسانی که قهرمانان یا نخبگان جامعه را در شکل گیری رویدادها موثر می دانند.
برای شروع بد نیست کمی تامل کنیم که تفکرات سیاسی خودمان کجای این تقسیم بندی که به حق بسیار عمیق بیان شده، قرار می گیرد.
واقعا اسلامی که ما می شناسیم هواخواه اصالت عقیده، اراده و اخلاق است یا اصالت نفع؟
اصولی که ما می گوییم، به مشارکت جامعه اهمیت بیشتری می دهد یا نخبگان و قهرمانان؟
آزادی را در اولویت قرار می دهیم یا عدالت؟
طبیعتا اولین جواب های ما جواب هایی نسبی است. شاید لازم باشد برای شروع کمی جدی تر به این مسائل فکر کنیم!
انشالله تا جمعه نظرات و پیدا و پنهان اولین فیلسوف علم سیاست جهان یعنی ماکیاولی را مورد بررسی قرار خواهیم داد!
عباس
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر